تبلیغات
مین و شهادت - شهید زینعلی محمدی و شب قدر و شهادت
 
درباره وبلاگ


سلحشوران و دلاوران مردان عرصه های نبرد حق علیه باطل پس از پایان جنگ نیز ، در میادین مین و گلوله های عمل نكرده با پیروی از سید و سالار شهیدان حضرت ابا عبد... الحسین (ع) جهاد در راه آزادگی را برگزیده و با نثار خون خود ریشه های توسعه و آبادانی كشور را آبیاری می نمایند.


مدیر وبلاگ : سروش نوری
نویسندگان
صفحات جانبی
جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
سایت شهید حاج احمد کاظمی
رتبه 4 در گوگل
* *
مین و شهادت
شهدا و جانبازان پاكسازی میادین مین به رشادت و ایثار معنا بخشیدند




بسم الله الرحمن الرحیم

میكس تصاویر شهدا - تصویر 689

شب بیست و سوم ماه رمضان بود سال 1389 بعد از افطار باتفاق خانواده برای نماز و مراسم احیا رفتیم باغ بهشت شهرستان همدان شب زیبایی بود پرازمعنویت در كنار آرامگاه شهدای پر افتخار و همیشه جاوید و سر بلند عزیزمان كنار قبر شهیدی بدلیل وضعییت  جسمی كه داشتم تكیه داده بودم به قبر شهید حال خوشی بود متوسل به شهدا شدم كه مرا از این زندان نفس برهانند وكمكم كنند توسط خادمین شهدا درمراسم پذیرایی به عمل آمد كیك و چای و.... صرف شد خادمین  ملبس به لباس سبز زیتونی بودند صحنه قشنگی بود

پیامكی دریافت نمودم ساعت 12 شب بود گوشی را نگاه كردم جناب زینعلی محمدی بود از همكاران و ناظرین مركز مین زدایی كشور التماس دعا داشتند آخه شب قدر بود جوابش را نوشتم براش ارسال نمودم درخواست كردم برایم دعا كند شفا پیدا كنم گذشت پس ازدعای جوشن و پایان مراسم برگشتیم منزلیك شب گذشت

.......   پس از صرف سحری و ادا نماز صبح خوابیدم زینعلی محمدی بود لباس سبزبرتن مراسم شب قدرمزار شهدا !!!!! آقی نوری خوبی  چه كار میكنی چرا برنمی گردی منطقه میدان مین شماره یك داره تمام میشه ...........نه حاجی نمی تونم من دیگه از رده خارج شدم من شل پل شدم دیگه كاری از دستم ساخته نیست پاهام درد میكنه ............ چرا زمین نشستی پاشو پاشو بشین كنار این قبر روی سنگ قبر اجازه بده زیر انداز بندازم راحتره برات رو زمین اذیت میشی ............ آخه حاج آقا بی احترامی به شهید میشه نه همین رو زمین كنار قبر بهتره ........ پاشو بابا تو از شهدایی تو هم جانبازی دیگه بی احترامی نیست من خودم راضیم این قبر مال منه

از خواب پریدم ساعت شش و سی دقیقه صبح بود شنبه  بود اول هفته چند بار ذكر گفتم نگران بودم و مضطرب گوشی را برداشتم زنگ زدم ................. مشترك مورد نظر در دسترس نمی باشد ........ تكرار كردم همان پیام بود

پیامكی نوشتم حاجی سلام صبح بخیر زنگ زدم در دسترس نبودی لباس زیبای  شهادت برازنده مردان خداست خداحافظ

ساعت سه بعد از ظهر گوشی زنگ زد حاج آقا محمدی بود الو حاجی سلام

الو آقای نوری شمایید ؟؟؟؟؟

بله حاج آقا مگه خودت نیستی ........ نه من برادر حاجی هستم حاجی ساعت هشت و یم صبح شهید شد

اما پیام تو را نخونده بود خواستم بگم حاجی به مقصود و آرزوی خودش رسید شما از كجا مید ونستی  كه برایش  پیام تبریك فرستادی ........... دستانم لرزید و دیگر نتوانستم جوابش را بدهم خدای من چه خوابی بود چه شنیدم و چه شد بله درست است  زینعلی محمدی پاسدار رشید سپاه اسلام قبل از اینكه پیامك مرا بخواند رفت روی مین ضد تانك و به اعلا علیین پیوست

 رو حش شاد و راه پر رهرو باد





نوع مطلب :
برچسب ها : خواب، شهید، زینعلی محمدی، شب قدر، باغ بهشت‌، همدان، خاطره،
لینک های مرتبط :


دوشنبه 10 بهمن 1390 :: نویسنده : سروش نوری
نظرات ()
شنبه 15 بهمن 1390 11:40 ق.ظ
سلام دوست عزیز حالت چطوره انشااله که سرحالی وبلاگ زیبایی طراحی کردی سپاسگذارم از این مطالب تا میتونی اطلاع رسانی کن خداوند توفیق دهد از رهروان شهدا باشیم . قربانت
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر