تبلیغات
شهید حسین مولایی PDF چاپ نامه الکترونیک

بسم رب الشهداء و الصدیقین
قل ان صلاتی و نسکی و محیای و مماتی لله رب العالمین
بگو(ای پیغمبر) همانا نماز و طاعات و کلیه اعمال من و حیات (زندگی) و ممات (مرگ) من همه برای خداست که پروردگار جهانیان است.
وصیت نامه این جانب حسین مولائی

بار خدایا ، پروردگارا ، این بنده گنه کار تو ، این حقیر درمانده و این مخلوق مسکین با کوله باری از گناه ، با دلی پر از امید به در خانه تو رو آورده ام و از تو طلب آمرزش می کنم خدایا ، ترا به پیکر پاک و قطعه قطعه شده این شهیدان گلگون کفن از صدر اسلام تا بحال سوگندت می دهم نا امید و دلشکسته از در خانه برم نگردان بار پروردگارا می دانم گنه کارم ، می دانم معصیت کردم خدایا ندانستم، خودت گفتی که( بخوانید مرا تا اجابت کنم شما را) پروردگارا این مخلوق ضعیف و ذلیل و درمانده تو حال که با دلی پر از امید به سوی تو آمده تا طلب عفو کند ، آمده بگوید عذز مرا بپذیر ، خدایا تا به حال این بنده گنه کارت را نا امید نکرده ای حالا که آمده ام در خانه ات نا امید و روسیاه برم نگردان ، پروردگارا ، معشوقا ، من می دانم با این همه گناه و نافرمانی تو سزاوار بخشش نیستم ولی نا امید هم نیستم بسوی تو می آیم تا رحم کنی و این بنده خودت را ببخشی و در آن دیار روسیاهم نگردانی با الهام از این حدیث که حضرت علی (ع) می فرماید زندگی نه آنچنان شیرین و مرگ نه آنچنان تلخ است که انسان شرافت خود را برای یک لحظه ماندن بفروشد . اینک برای رضای خدا و برای تداوم خط سرخ سرور شهیدان حسین ابن علی (ع) به جبهه می روم تا شاید با ریختن این خون ناچیزم و با اهداء این جان ناقابلم در راه خدا بتوانم این نهال انقلاب اسلامی را که برهبری امام امت این ابراهیم زمان پیر جماران خمینی بت شکن که فریاد هل من ناصر ینصرنی را می زند بتوانم لبیکی گفته باشم و این امام و نائب بر حق امام زمان را یاری کنم ........... بشما امت شهید پرور و خانواده شهداء که امام امت می فرماید : (شما خانواده شهداء چشم و چراغ این ملتید) دست برندارید و همیشه گوش بفرمان باشید و سخنی چند با خانواده ام ، پدر ومادر عزیزم امیدوارم که در این مدت چندین سالی که مرا بزرگ کرده اید فرزند خوبی برایتان بوده باشم و از اینکه ثمره عمرتان و جگر گوشه خود را تربیتی اسلامی کردید که پیرو سرور شهیدان حسین (ع) باشد از شما خیلی تشکر می کنم و امیدوارم که اگر هر رنجی از این بنده حقیر دیدید مرا ببخشید و از خداوند متعال برایم طلب آمرزش کنید. و اما تو همسر گرامی من چه گویم که امام می فرماید رزمندگانی که در جبهه میجنگند همسر آنها در جهادشان شریکند از شما همسر ایثارگرم بسیار رضایتمندم که خوشبختی خود را فدای اسلام و مسلمین کرده و از اینکه با رفتن من به جبهه مخالفت نکردی انشاء الله در پیشگاه خدا وائمه معصومین سربلند و روسفید باشی ، صبور باش و فقط برای رضای خدا صبر کن ، امید وارم در طی این چند مدت زندگی که با هم داشتیم اگر از من بدی دیدی مرا حلال کنی.
پدر عزیزم ، امید وارم بعد از شهادت من گریه نکنی و اگر هم گریه کردی فقط برای رضای خدا و مظلومیت شهید مظلوم و شهیدانی اشک بریزید که پدر یا مادر ندارند من به شما توصیه می کنم که این بسیج مستضعفین را که مدرسه عشق است رها نکنید و برای یک شب نگهبانی هم که شده به بسیج بروید و تو ای مادر مهربانم ای کسیکه مرا به سختی و با رنج و زحمت فراوان روز و شب را بیدار ماندی و بزرگم کردی امیدوارم بعد از شهادت من همچون زینب مقاومت کرده و گریه نکنی و اگر هم خواستی گریه کنی در خفا گریه کن تا دشمن نبیند و شاد نشود.
مادر عزیزم و همسر گرامی امیدوارم که که اگر خبر شهادت مرا به شما دادند ناراحت نشوید و چون مادران و همسران دیگر شهیدان و مادر شهید قره باغی خدا را شکر کنید و برایم عزاداری نکنید و سیاه نپوشید و برادارنم را هم سیاه نپوشانید که این است وصیت من به شما ، و شما براداران عزیزم ، امیدوارم که طی این مدت چند سال برادر خوبی برایتان بوده باشم برادران عزیز من به شما وصیت می کنم که نماز جمعه و جماعت را ترک نکنید که رهبر عزیزمان می فرماید نماز کارخانه انسان سازیست . برادرانم ، امیر ، حسن ، جعفر ، مهدی امیدوارم بعد از شهادت من نگذارید اسلحه من به زمین بیفتد و زنگ بزند و نگذارید سنگرم خالی بماند .
خانواده عزیزم امیدوارم شهادت من شما را ناراحت نکند و همچون خانواده دیگر شهدا صبور و بردبار باشید و افتخار کنید که چنین فرزندی را بزرگ کرده و به میدان نبرد حق علیه باطل فرستادید اگر جنازه من به دستتان رسید مرا در امام زاده محمد در کنار دیگر دوستان دفن کنید و اگر جنازه ام به دستتان نرسید ناراحت نباشید و هر موقع خواستید به یاد من بیفتید به امام زاده محمد و گلزار شهدا بروید چون آنها که رفتند همه برادران من بودند و در آخر وصیت می کنم که مراسم مرا زیاد پر شکوه نکنید و آن خرجی که می خواهید در مراسم من بکنید به حساب 100 امام و یا جنگ زدگان بریزید و پدر عزیز مقداری پول در بانک دارم آن را هم خودت صاحب اختیار می باشید ، امیدوارم که آن پول را هم در راه خدا و برای جنگ خرج کنی پدر عزیزم در آخر از کلیه دوستان و آشنایان ( حاج آقا ملک زاده ، آقای ادریسی ) و دوستان برایم حلالیت کنید.
بار الهی ، معبودا، امیدوارم بگذاری تا آخرین قطره خونم بسوزم و راه را برای دیگران روشن کنم تا ادامه دهنده راه شهدا باشم. والسلام